نمایش پست تنها
قدیمی November 21, 2008, 20:08   #3 (لینک دایم (Permalink))

PLiSk!N

For Whom The Bell Tolls
 
PLiSk!N آواتار ها
تاریخ عضویت: September 2008
موقعیت: Xfire
پست ها: 374
PC PlayStation 3 iPhone / iPod Touch
Arrow پست دوم : Personality

شخصیت و خصوصیات آن:
در نقش یک مامور مخفی و پنهان، فیشر به هدف های خود به شیوه ای محکم و خشن دسترسی پیدا می کرد، نه به صورت یا روش چرت و پرت. ولی مدعی بود که رابطه قلبی دوستانه و عاطفی و روشنی با همکاران و همپایگان خود دارد.
همین طور او مدعی است که با گروگان های خود این نوع رابطه را دارد(حتی اگر آنها را بکشد). سم فیشر کمی صبر و بردباری در برابر تاسیسات دولت یا مانور های سیاسی داشت. او یک واقع بین سیاسی بود، فیشر بدگمان و بدبین هم بود، او احساسی دلزده و طعنه آمیز و شوخ طبعی در رابطه با مخفی کاری، نامشروع و غیر قانونی داشت و گاهی اوقات اخلاقی دو پهلو و گنگ طبیعی در هنگام کارش داشت.
در Pandora Tommarow وقتی که لمبرت به سم می گوید ("هیچ کس نمی داند Norman Soth یک تروریست هست یا یک مامور آمریکایی") سم در مقابل می گوید ("این حرف ها و چیز ها در مقابل هم منحصر و ویژه نیستند") که ما از این حرف ها به صحت این خصوصیات پی می بریم. در همان موقع او بسیار صادق و ثابت قدم در باور کردن ایده هایی که نهایتا کار او را حفظ می کرد,بود. او خیلی زود توسط کشت و کشتار و خونریزی های بی ثبات و پیش بینی نشده مردمان بی گناه یا نیرو های بدون سلاح توسط دشمنان عصبانی می شد.
در Splinter Cell اصلی(نسخه اول این سری بازی)، سم فیشر یک عضو جدید در Third Echelon بود.بدین گونه که کنش و واکنش های او با فرمانده کلنل لمبرت نسبتا" امین، صادقانه و متواضع، مودبانه بود. در همان زمان سم گاه و بی گاه اظهار نظر هایی "کوچک" در خصوص غیر عادی بودن و کند ذهنی هایی که در فرمان های لمبرت برای ماموریت بود، داشت. به عنوان مثال در مرحله آخر Pandora Tommarow سم در یک آسانسور است که ناگهان خاموش می شود چون که دشمنان برق را قطع کرده بودند، و آسانسور حرکت نمی کرد. که لمبرت به سم اطلاع می دهد که در بیرون نور های گشت وجود دارد که سم در جواب خیلی زیرکانه و با لحنی کنایه آمیز می گوید("خیلی ممنون لمبرت!").
در Splinter Cell Chaos Theory، سم ترجیحا بی رحم و خشن تر در برابر دشمنان نمایان می شود. و هنگامی که لمبرت دستور می دهد که سم می تواند از کشتن دشمنان اجتناب کند، نسبتا" مایوس و دلسرد می شود.(این فرمان جز معیار های اصلی ماموریت او به حساب رفت). به هر حال سم دشمنان را با نشانه رفتن چاقو بر آنها نگه می داشت. دیالوگ های او با دشمنان بسیاد نوآورانه و هنری بود، و با دشمنان شاخ و چانه می کشید.گرچه گاهی اوقات به تماشاگران حرف های مرگ اندیشانه هزل آمیز می زد. به عنوان مثال در مرحله Pent House در نسخه سوم بازی، فیشر یکی از گارد ها را می گیرد و بهش می گوید("یک عدد بین 1 تا 10 انتخاب کن") و بعد از اینکه آن گارد یک عدد را حدث می زند و جواب را به سم می گوید، در جواب سم می گوید("ها!حدث درستی بود.تو زنده می مانی. حالا به من یه چیز بدربخور بگو یا اینکه به مرحله بعدی برویم!"). که این صحنه ما را به رجوع نقش رابرت دنیرو یعنی Tuttle در فیلم برزیل می کند. اعتراف گیری های اون بسیار موثر و جالب هستند )" من فرشته ای هستم که مامورم گردن شما را بشکنم!، آیا به عنوان آخرین حرف زندگیت، اطلاعاتی را که من در مورد ساختمان روبرویی از شما میخواهم، در اختیارم قرارمیدی؟).
به هر حال سم فیشر کسی نیست که از زجر دادن دشمنان لذت ببرد که ما در تریلری از بازی Splinter Cell Chaos Theory دیدیم که او ذکر می کند("من از کشتن لذت نمی برم، ولی هیچ اشتباهی هم نمی کنم، من کاری را انجام می دهم که باید انجام شود. به این خاطر که این شغل من هست، این وظیفه ی من است.اسم من سم فیشر و من یک Splinter Cell هستم").

این در مبانی بازی Splinter Cell ذکر شده است که احساس تاریک فیشر از خصلت و شوخ طبعی او در طی مراحل ماموریت ها در حال داد و ستد با نگرانی ها و فشار ها می باشد که در طول این عملیات مخفی کاری آنها را احساس می کند. این مبانی(یا همان به اصطلاح Manual) این موضوع را شرح می دهد که وقتی سم فیشر خیلی متبحر و یک سرباز کارکشته است،او در اکثر اوقات بسیار تند و تیز و سریع از ضعف ها و فناپذیری های خود مطلع می شود، بدین گونه که از خصلت و ویژگی شوخ طبعش استفاده می کند که از محلکه های خطرناک بگریزد.
در سری بازی ها سم سعی می کند آن چیزی را که فکر می کند درست است را تایید کند. یه نمونه ی بارز آن در Chaos Theory رخ می دهد، جایی که لمبرت به سم فرمان می دهد بدن های بی هوش از خلبان ها را از صحنه ی حادثه باقی بگزارد، این در حالی بود که فیشر نزدیک به منهدم شدن توسط AirStikes بود. هنگامی که بازی به بازیکن اجازه می دهد مکان را نابود کند، بازیکن در ابتدا می تواند آن خلبان ها را بردارد و به یک جای امن ببرد. لمبرت به فیشر می گوید دست نگه دارد چون ممکن است به ماموریت لطمه وارد کند، ولی فیشر بدون توجه به لمبرت، کار خود ادامه میدهد! بعد از این لمبرت به او می گوید که حرکات دلیرانه او نمی تواند به رسمیت شناخته شود و او به مدال نمی رسد که در اینجا سم درجواب می گوید: ("مدال ها نمی توانند کاری کنند که من شب راحت بخوابم لمبرت!")
نمونه ی بارزی دیگر به موقعی بر می گردد که به سم دستور داده شده بود با جنازه ی شکنجه شده ی مهندس کامپیوتر یعنی Bruce Morgenholt ور نرود! بدن او نمی تواند از آن مکان انتقال داده شود. در اینجا سم فیشر طناب هایی که به دور دست او پیچیده شده بود را پاره کند، و لمبرت به او اخطار می دهد و سم در جواب به لمبرت می گوید: ("چون که او مرده است نمی توانیم مثل یک گوشت آویزان آن را رها کرد").
گاهی اوقات، فیشر آشکار می کند که یک مرحله را کامل کند که در این نکته بازیکن ها باید تصمیم بگیرند که با تمام نسبت های و پارمتر ها نباید تبعیت کند. به عنوان مثال، به سم غفلتا گفته می شود که Dahila Tal را بکشد، یک مامور دو جانبه Shin Bet (این اسم لقبی است برای نیروی امنیتی اسرائیل Isreal Security Agency (ISA که به طور مختصر همه به ماموران این سازمان Shin Bet می گویند) می باشد که معلوم نیست برای چه کسی کار می کند.در هر حال اگر بازیکن او را بکشد، سم خیلی با عصبانیت می گوید : ("فقط کاری را که باید بکنم بگو لمبرت!") و در جمله ای دیگه می گوید: ("کشتن یک زن بدون سلاح به نظر یک حرکت تروریست می آید!"). اگر بازیکن این کار را نکند و او را نکشد در مقابل لمبرت سره سم داد می زند و سم در جواب به او می گوید: ("به من باید یه هشدار کوچک دیگر می دادی تا من او را می کشتم!").
زمانی دیگری که او مرحله را بدین صورت تمام کرد، در مرحله Bath House در نسخه سوم بازی بود، جایی که بازیکن باید انتخاب می کرد که به Shetland تیراندازی کند یا نه. به هر ما می توانستیم به او شلیک کنیم، ولی اگر به شلیک نمی کردیم و اسلحه را قلاف می کردیم، Shetland شروع به حمله کردن می کرد، ولی در هر حال سم او را می کشت.
او صداقت و وفاداری را در احترام و عزت بالا نگه می داشت و در چندین زمان مدعی بوده است که او احساس می کند Shetland قابل اطمینان بازی می کند. ("اگر Shetland کلاهبردای کرد من خودم او را می کوبم!") او این را مثل یک دسیسه ذکر کرد. در آخرین و مهمترین رویداد از شتلند در BathHouse این بود که او به سم گفت: ("تو خودت رو در ادوات حکومتی نگه داشتی که خودت هم به آنها اعتقاد نداری سم. خودت را دور کن") ("خون بسیار تیره تر از آب است و تو و من بسیار خون ریختیمو تو تشریفات خود را برای دستور جلسات آنها مبادله می کنی") ("تو هیچ موقع به دوست قدیمی خود شلیک نمی کنی") شتلند که دید سم آرام تر شده ناگهان به سمت او یورش بود که سم مجبور شد با چاقو او را بکشد.و...........

در پایان این قسمت دو فرضیه به وقوع می پیوندد:
1) اینکه مخالفان سم فیشر می گفتند که او حالتی فرمانبر و مطیع دارد و فقط به دستوارت عمل میکند که با مطالعه متن بالا ثابت کردیم چنین چیزی وجود ندارد.
2) دسته ای دیگر از مخالفان او می گفتند که وی شخصیتی توسعه نیافته و مجهول دارد و دارای شخصیت پردازی قوی نیست:
Splinter Cell: Conviction مشت محکمی خواهد بود بر دهان افرادی که بدون جهت و منطق از این بازی خورده و ایراد میگیرند.
ادامه دارد...
پست ندهید
__________________

[فقط کسانی که ثبت نام کرده اند قادر به دیدن لینک ها خواهند بود ][فقط کسانی که ثبت نام کرده اند قادر به دیدن لینک ها خواهند بود ]

ویرایش توسط Just Sam Fisher : November 21, 2008 در ساعت 20:11.
PLiSk!N هم اکنون آنلاین است.   پاسخ با نقل قول
[91+]