وای دمت گرم محسن. عجب چیز باحالی گفتی از آدامس خوردن سم. دوباره یاد Chais Theory رو برام زنده کردی.
اتفاقا منم میخواستم همین آدامس خوردنشو تو همون تاپیکی که کار داشت به خون و خونریزی! کشیده میشد بگم و با خوردن mouse و...... که یکی از دوستان!! میخوره مقایسه کنم. که تاپیک بسته شد.
بگذریم!!
ولی هیچی اون آخرین صحنه chaos theory نمیشه که که توی همون سازمان خودشون با لمبرت و آنا و ویلیام و خود سم نشسته بودند.
و ویلیام هی کاغذ گوله میکرد و میخواست مثل پرتاب بسکتبال اون کاغذ هارو بندازه تو سطل زباله که اونجا بود.
هر کاری کرد هی پرت میکرد کاغد تو سطل نمی افتاد. اعصابشم خرد شده بود. بالاخره آخرین پرتابشو حسابی میزون کرد و همین که داشت تو سطل می افتاد سم در حالی که داشت با لمبرت حرف میزد با پاش توی یه حرکت انفجاری!! سطل زباله رو زد کنار و بازم کاغذ تو سطل نیفتاد که نیفتاد!!
خیلی صحنه ردیفی بود کلی حال کردم. باید اون صحنه رو دیده باشین تا ببینین چی میگم!.
|